مرکز کامپیوتر ونوس

VENUS COMPUTER CENTER
مرکز کامپیوتر ونوس

امید است در دنیای بزرگ کامپیوتر قطره ای باشـم جـهـت رفـع مشکـلات و نیـازهـایتـان

دوستان با توجه به درخواست شما این قسمت رو اضافه کردیم تا خاطرات خودتون رو در مورد کنسول سگا و میکرو به اشتراک بزارید

اکثر شما مثل خودم از این کنسولها خاطره دارید و چه خوبه که دیگران هم با خوندن خاطرات شما به یاد دوران خوش کودکی برگردند

در مورد خاطرات من با سگا و میکرو اینکه ما اون موقع حتی توان خرید سگا یا میکرو هم نداشتیم
از مدرسه تعطیل می شدیم جای اینکه بریم خونه واسه نهار ، می رفتیم کلوپ سر بازار سگا بازی می کردیم یادش بخیر واقعاً ، بنده خدا صاحبشم فوت شد
بعدش اینقدر بازی می کردیم که پدرامون میومدن با کتک مارو می بردن خونه
کم کم افتادیم به کرایه کردن دستگاه سگا
شبا کرایه می کردیم و تا خود صبح (تا خوده خوده صبح یعنی خروس خون) بازی می کردیم بازی مورد علاقه من کمبات بود تمام نسخه هاشو دوست داشتم و کامیکس بعدشم بقیه بازیها
پسر خاله بزرگم وقتی مارو فتالاتی می کرد انگار که دنیارو بهمون می دادن
ما حاضر بودیم بازی نکنیم فقط بشینیم نگاه کنیم تا اون فتالاتی کنه خداییش خیلی حال میداد البته همیشه آخرش دعوامون میشد اما روز از نو روزی از نو
تا اینکه بعد چند سال پدر مادرم واسم سگا خریدن و به همراهش بازیه کتاب جنگل هم بود
هیچی دیگه سگا خریدن همانا و کلید کردن شبانه روزیه من تا تمام فنون مورتال کمبات رو یاد بگیرم همانا
واقعاً زحمت کشیدم تا فتالاتی های کمبات رو دونه به دونه فهمیدم و تا میفهمیدم سریع یادداشت میکردم که یادم نره یادمه همیشه رو فتالاتی لیو کنگ (همون بروسلی) که اژدها می شد مشکل داشتم ، آخه اون موقع کتابچه رمز یا اینترنتی وجود نداشت که کمک بگیرم ازش
من خاطراتم از کنسول سگا زیاده و اگه بخوام همشو تعریف کنم خودش یه رمان میشه و باعث خستگی مخاطب میشه ، فقط اینکه من بهترین روزهای زندگیمو توی اون دوران گذروندم ، روزهایی که حاضرم دارو ندارمو بدم تا برگرده
اینقدر این خاطرات برای من وصف ناپذیر بود که تصمیم گرفتم با عشق و علاقه تمام وقتمو بزارم تا دوستانی که مثل من با دیدن این بازیها به یاد دوران خوش کودکی میوفتن بتونن راحت و بدون هیچ مشکلی اونارو اجرا کنن.

نظرات  (۲۴)

یادش بخیر تمام رمز ها و فنون کشتی کج رو در آورده بودم رو کاغذ داشتم، هنوزم دارمش :D

یه سری هم رفته بودیم بازی سگا بخریم، چیز جالبی گیرمون نیومد ولی شنیده بودیم که بازی شورش در شهر 3 خیلی جالبه اما غیر مجازه! ما هم رفتیم مخ فروشنده رو زدیم (البته بابا هم کمکمون کرد :D) اونم بهمون فروخت. اومدیم خونه من و برادرم بکوب نشستیم بازیش کردیم در عرض 1 ساعت و نیم تمومش کردیم ، آخرش هم عکس یه خانم رو نشون میداد (به خاطر همین غیر مجاز بود . خخخخخ )

یه سری هم بابام رفته بود ماموریت، برامون بازی سگا آورد، بازی "ویکتورمن" عالی بود، از بین بازی های سگا یکی کشتی کج یکی هم همین ویکتورمن از بهترین بازیهایی بودن که دیدم

پسر همسایمون میومد خونمون با دسته خلبانی آتاری بازی میکرد حسابی به این دسته فشار میورد، من تو دلم بهش فحش میدادم، دلم برای دسته میسوخت، هنوز که هنوزه دلم به حاله اون دسته میسوزه و نمیتونم پسر همسایه رو ببخشم

۲۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۹:۱۱ سیاوش از اصفهان
سلام من هنوز سگام رو دارم.
خیلی فیلم های اون روزا رو هم دارم.
فقط بابام یه دفعه چون امتحان ریاضیم خراب شو بازی شیرشاه را با گوشکوب سر سفره شکست  داشتیم آبگوشت میخوردیم..تاصبح گریه کردم..دیگه هم بازیش گیرم نیومد..
اون و روزا فیلمش رو داشتم فیلم ویدییویی
هنوزم دلم برای سیمبا تنگه
الان دوتا پسر هفت ساله دوقلو دارم و36 سالمه..امسال تابستون یعنی از فردا براشون سگا و بازی هاش رو رونمایی میکنم...
البته بیشتر بخاطر خودم و به بهونه اوناخخخخخ

پاسخ:
سلام ممنون از شما سیاوش خان که خاطرات خودتون رو به اشتراک گذاشتین
ارزوی موفقیت و خوشبختی برای تمام دوستان و به خصوص فرزندان دلبند شما رو داریم
سلام به همه بچه های دیروز که الان ماشاءالله واسه خودشان کسی شدن.
داستان کودکی من هم مثل شماست. همش در آرزوی بازی کردن به سر بردن ، از بابا تقاضای خریدن،وقت نداشتن برای بازی،قوم و خویش های خصیص و.......
اما یک درسی گرفتم از اون دوران''هرچه صادق تر باشی و هرچه خودت را بیشتر دوست داشته باشی،زندگی لذت بخشتر تر میشود''خود صگا و میکرو که چیزی نداشت!!
این ما بودیم که صادق بودیم این ما بودیم که خودمون رو دوست داشتیم و این ما بودیم که قلبی پاک داشتیم.
میگید نه!!!! 
امتحان کن.در کمال صداقت و عشق زندگی کن.
پاسخ:
سلام ممنون از نظرتون
سلام دوستان من هم خاطرات زیادی با کنسول سگا دارم هنوز هم تو لب تاپ بازی ها شو بازی میکنم
فقط تو بازی warlock یه مشکلی داشتم که الان هم نتونستم حل کنم این بود که چجوری اون جادوهای مخصوص زده میشد ممنون اگه کسی راهنمایی کنه
سلام
منم دهه شصتی هستم اما خاطره خاصی از سگا ندارم چون چیزی به اسم سگا نداشتم. وضعمون خوب نبود بخرم
شماها یاد خاطراتتون میفتین من یاد حسرت هام

پاسخ:
سلام متاسفم بابت این موضوع اکثر ماها از جنس خودتونیم
امیدوارم در حال حاضر تونسته باشیم با قرار دادن این بازی ها حسرت روزهای کودکی رو جبران کنیم
سلام. شمارتو میذاری یه موقع کار داشتیم پیامک کنیم؟
ما تو یه محله زندگی می کنیم یادش بخیر من یادمه سه تا دوست خونی بودی و هرکدوممون یک سگا بازی شورش در شهر ۱ شینوبی ۳ کنترا و... بازی میکردم یادمه پسر عمه و عموهام میومدن خونه با هم بازی میکردیم  او دوتا دوستمم زیاد با هم رفت و امد داشتیم و خیلی بازی های دیگه مانند سنگمهره بازی و بازی های محلی خودمون زیاد میکردیم اما بعد از اومدن تکنولوژی دنیای ما شسته شد و با خودش برد باید بگم روزی نیست که دلتنگ اون دوران نشم زندگی برای ما به معنی کنسول سگا بود یادمه هیو گوسی لمسی نبود فقط گوشی های دکمه ای بود وساده ما همیشه با پسر عمو هام و عمه هام دور هم جمع میشدیم وبازی میکردیم وای دیگه همه رفتن به دنباا کارشون و دیگه هیچکس به یاد ان دوران خوش نیست سال ۸۷ بهترین سال زندگی من هست و خواهد بود
شریک لحظه های من شریک قلب کی میشه...
سلام . من همه خاطرات دوستان رو میخونم و هم لذت میبرم و هم بغض میکنم . همش قشنگه . چه روزهای خوشی داشتیم . من کوچیک بودم بابام زود واسم سگا خرید و خیلی حسرتش به دلم نموند. ما ی محله داشتیم که همه بچها باهم دوست بودیم با بچهای محلمون  بازی عوض میکردیم و خونه هم میرفتیم . تا این که زمان گذشت و پلی استیشن 1 اومد و کلوپ سر کوچمون اورد و دیگه همه میرفتن پلی استیشن گرافیکش در مقابل سگا برامون مثل خواب و دنیای واقعی بود . اونقد دوس داشتیم که بعضی دوستام و هرازگاهی هم خودم پول میدزدیدیم از مامانمون و میرفتیم بازی . یادش بخیر . اما حسرت این دستگاه به دلم موند چون گرون بود و هیچ وقت بابام واسم نخرید.ولی ی بار 6 ساعت کرایه کردیم و بازی کردیم که انگار دنیارو بهمون داده بودن . بعضی دوستام لاف میزدن که ما داریم اما دروغ میگفتن . بدبختا از حسرت زیادی لاف میزدن .  الان دیگه 26 سالمه و هنوز کار ندارم اما تنها چیزی که فعلا در حسرتشم ی دختر خوب و پاکه تا باهاش ازدواج کنم امیدوارم زودتر بیادش .واقعا خدا خیر بده ژاپنی ها که با ساخت این کنسولها و بازیا کودکی مارو شاد و پرخاطره  ردن وگرنه ما که از کشور خودمون هیچی در کودکی جز  استخر و پارک که همیشه وسایلاش خراب بود ندیدیم . دروود بر ژاپن و تشکر از سایت عالیتون .
پاسخ:
سلام و درو بر شما
بسیار متچکرم از نظر خوبتون و خاطره زیباتون

سلام میخوام ی خاطره واستون بگم من 2تا داداش دارم که وقتی کوچیک بودیم و سگا داشتیم چون کمتر نوبتمون میشد توافق کرده بودیم هرکس صبح زودتر بیدارشد تا وقتی بقیه بیدار نشدن اون میتونه بازی کنه . ی روز داداش بزرگترم صبح ساعت 7 بیدار شد و گفت به به الان همه خوابن میشینم بازی میکنم وقتی اومد دید من نشستم دارم بازی میکنم و داداش کوچکترمون هم نفر دوم نشسته .

پاسخ:
سلام
جالب بود مخصوصا اخرش خیلی باحال بود خخخ
سلام . من که الان 17 سالمه توی عمرم هیچ کنسولی رو نداشتم و همیشه مامان وبابام به من می گفتن درس بخون و همین . ولی تنها کنسولی که داشتم همون سگا مگا درایو 2 بود که به خاطر زحمات شبانه روزی من بابام برام خرید. ولی بیش تر از یک یا دو ساعت نمی گذاشتن بازی کنم. ولی این یکی دوساعت اوفففففف...........  .
من نه از گوشی لمسی ها دارم نه تبلت نه چیز دیگه .
نه این که بابام نمی خره. خودم دوست ندارم . ولی اگه قصد گیم بازی کردن داشته باشم حتما یا ps می خرم یا xbox ولی گفتم بازمم می گم وخواهم گفت این جور کنسولها روح آدمو خراب می کنه  منم حالم ازشون به هم می خوره . حلا تازگی هوس سگا کردم رفتم با پرس و جو از اولین مدل های مدار یه تکه ایش پیدا کردم. الان هم یه خونه تو روستا داریم گذاشتم اونجا وقتی میرم با پسر خاله اینا بازی میکنیم چه حالی میده
حالا از همه چی جالب تر پسر خاله کوچیکام که از شکم مادر تبلت گوشی لمسی و psp و ps2 و x 360
دارن می آن باهاش بازی میکنن انقدر خوششون می آد همشون میگن این حالش خیلی بیشتر از کنسول های ماست واقعا میگم هااااا...
برام الان سفارش دادن واسشون پیدا کنم ...خخخ
حتی با اونیکه psp داشت شورش در شهرو بازی کردیم به من جدی جدی گفت کیفیتش چه قدر واقعیه منم بهش گفتم داری مسخره میکنی گفت نه بابا واقعا میگم . خخخخخخخخخخخ
یعنی ببین همینطوری شوکه شدم .
حالا یکیش که از همه پیشتازه و x 360 و اینا داره هنوز ندیده سگارو .انشاالله ببینیم اونم خوشش بیاد .خخخ
 راستی اینم بگم به نظر من تنها کسی که از سگا خوشش نمی آد کسی هست که ایکس 1و ps4 داره بقیه کنسول ها عرضه ندارن هم پای سگا بشن.
حالا بعد از اینکه اون پسره هم دید می آم بهت بقیه شم می گم.ببخید که طولانی بود باید ادامه میدادم.


پاسخ:
سلام خواهش میکنم اصلا هم طولانی نبود استفاده کردیم
یادش بخیر! :)
چه خاطراتی داشتیم با این سگا! زندگیم شده بود سگا :) با پسر خالم و پسر عموم و بقیه :\ یادم میاد همیشه وقتی که رمضان میشد وما همه رو دعوت میکردیم،همه بچه ها میریختن رو سرم و با هم فوتبال سگا بازی میکردم! چه حالی میداد! یادمه 10 ها بازی سگا رو به تنهایی و با ساعت ها تلاش تموم کرد،تموم کردن سونیک که بدون رمز هم بود پنج شیش ساعت طول کشید!بقیه بازی ها هم همین شرایط رو داشتن،مبارزان خیابانی 2 رو هر چقد هم که تموم میکردم سیر نمیشدم (با وجود اینکه از اون رمز ها نداشت تا بازی رو سیو کنیم) چون که واقعا داستان شگفت انگیزی داشت و لذت به پایان رسوندنش اصلا قابل توصیف نیست.همچنین بازی های کنترا 4 که با اون ربات کوچولو هه تموم کردم و شینوبی 3 و گلدن اکس 3 سخت ترین بازی ها و پر مرحله ترین بازی هایی بودن که تموم کردم،اونقد بازی تموم کردم که نگو! فک کنم تو این زمینه کسی به پای من نرسه :\ راستی یه نکته هم بگم که باور میکنی که من الآن هنوز 16 سالم هم نشده؟ ولی 5 الی 6 سال از سگا کنار گذاشتنم میگذره؟ دلیلش هم اینه که ما بچه شهرستانی ها و مخصوصا بچه های شهرستان های لب مرز با وجود وارد شدن به دهه 90،امکان نداره که بچگیمون رو با سگا نگذرونیم،پسر خاله کوچیکم هنوز داره سگا بازی میکنه :) روح سگا که تو شهر های بزرگ توسط بچه هاش جسمش به خاک سپرده شد همچنان به لطف ما بچه شهرستانی ها شاده :) راستی یادم رفت که بگم بیشترین خاطرات رو من با بازی مورتال کامبت و مخصوصا مورتال کامبت 3 که اولین بازیم بود داشتم :) ممنون که یه همچین بخشی رو برای زنده کردن خاطرات ما بچه سگا باز ها قرار دادین،الحق و الانصاف که ما ها که بچگیمون با سگا یا میکرو نینتندو و از این جور چیزا گذشته،خاطراتی غیر قابل وصف با بچه های امروزی که کارشون تبلت و موبایل و کامپیوتر هستش داریم :) خاطره شما هم خیلی جالب بود :)
پاسخ:
بسیار ممنون و متچکرم از خاطره زیباتون
خیلی قشنگ و پر محتوا بود ، استفاده کردیم
سلام یادش بخیر کلاس اول بودم و پسر همسایه بالاییمون که دوم راهنمایی بود ، کنسول رایانک داشت (اسم اصلیش نمیدونم چی میشه)
خلاصه من هفته ای 2-3 بار با هزارتا زحمت از مامان اجازه میگرفتم و میرفتم خونشون و یکی دو ساعت باهاش بازی میکردیم مخصوصا اون بازی که تفنگ داشتی و باید اردکا رو تو هوا میزدی (البته همسایمون سینا نمیذاشت زیاد بازی کنم میگفت خراب میکنی و بیشتر اون بازی میکرد و من نگاه میکردم)
خلاصه زمستون اون سال با هزار تا زور و زحمت پدرم رو تا حدی متقاعد کردم که اون کنسول رو برام بخره و اون هم گفت اگه معدلت 20 بیاد میخرم. من هم میگفتم نه تو نمیخری میدونم...
خلاصه اون سال معدلمون 20 شد :D و فرداییش بابام با یه سگا و یک بازی که جمعا 22هزار تومن خریده بود اومد خونه...
و از فرداش همسایه بالایی خونمون پلاس بود :D
پاسخ:
خخخخخ
ممنون از خاطره قشنگی که به اشتراک گذاشتین
کنسول دوست شما نینتندو یا همون میکرو بوده که با یه تفنگ میشد اردک ها رو شکار کرد و بازیهایی مثل میوه خور و قارچ خور یا سوپر ماریو هم متعلق به همون کنسول بوده
باز هم ممنون از خاطره قشنگتون
واقعا یادشون بخیر، چه دورانی خوشی بود، هیجکدام از بازیهای امروزی اون لذت بازی های قدیمی میکرو و سگا رو نمی دن
پاسخ:
بله حسن جان واسه ما دنیای خاطرست که با توجه به گرفتاری و مشکلات زندگیه امروز بهترین روزهای خوش زندگی رو به یادمون میاره
۱۶ آبان ۹۴ ، ۰۰:۰۳ حمیدجان بزرگی
به نام حق وسلام.تشکرخالصانه به شماآقاپیام هدایتی بابت زحمات بسیارت درجهت زنده شدن خاطرات.خاطره من در مورد میکرو هست.من متولد64 هستم و نوروز سال 76 به منزل خاله م رفته بودیم،که یکدفعه خالم به پسرش که همسن خودم بودگفت برو با حمیدمیکرو بازی کنیدتا حوصلش سرنره!من اصلا نمیدونستم میکرو چی هست؟!وقتی مشغول بازیهای مختلفش مثل فوتبال و تیراندازی وغیره با پسرخالم شدم؛اونقدر غرق در بازی شده بودم که اصلا از پای دستگاه تکون نمیخوردم درحالیکه خیس عرق شده بودم و وقتی خالم به من اومد که عیدی ام رو بده و اون سال بهم200تومن عیدی داده بود من حتی به خالم نگاه نکردم و حتی تشکر و کمی تعارف هم یادم رفت بکنم چون بشدت محو بازی میکرو شده بودم والبته بخاطرهمون مشکلات مالی،آرزوی میکرو یا سگا و این آخریا سونی برای همیشه به دلم موند وحالا که31 ساله م هست گاهی بازیهای رایانه ای انجام میدم اماواقعاهیچکدوم حتی با بالاترین گرافیک و گیم پلی؛ یادآور زیبایی ها،هیجانات،صداقت و زلالی اون سالها نمیشه که نمیشه.سایتتون امیدوارم همیشه به روز باشه با سایر خاطرات.شماو بچه های دهه60 همیشه سلامت باشیدوخوشبخت.یاعلی
پاسخ:
سلام
از خاطره زیبایی که تعریف کردین بسیار ممنونم ، همون طور که فرمودین ارزش این بازیها برای افرادی مثل ما از بازیهای گرافیکی جدید بیشتره
یادش بخیر سگا میکرو 
پاسخ:
بله یادش بخیر
یه چیز جالب دیگه ای که یادم اومد اینه که من هم بهترین خاطراتم (: مال زمان سگاست هم بدترین خاطراتم ):
سلام
اول تشکر کنم بابت بازیهایی که گذاشتید مخصوصا رمزها و تقلب ها
کلی خاطره ها زنده شد
هعیییییی روزگار چه خاطراتی داشتیم
یادمه مدرسه که تموم میشد یه کلوپ بود تو راه خونه میرفتم سگا تماشا میکردم
چه کتک هایی که نخوردم (:
یه مدت کارم شده بود صبح ظهر شب سگا بازی
بیشترین بازی هم که انجام میدادم لاک پشتای نینجا بود

پاسخ:
سلام متچکرم بابت این که خاطراتتون رو به اشتراک میزارید
خاطرات گفتی یاد خریت هام افتادم
هرچی پول گیرمون میومد میرفتیم باهاش سگا و میکرو بازی میکردیم
این اخری هام که سونی اومد بدتر شدیم
واقعا حیف اون همه پول که دادیم رفت
پاسخ:
خب بچگی یعنی همین دیگه آقا یوسف
ما با این چیزا خوش بودیم
کاش الانم میشد با همون چیزها خوش بود و مشکلات زندگی فکر نکرد
۳۱ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۱۸ مهدی ارجمندی
سلام داداش فن فتالاتی لیو کنگ که بروس لی میشه چجوریه میشه بگی خواهش میکنم اگه فنای بقیه رو هم بگی ممنون میشم
پاسخ:
سلام فتالاتی هارو همرو نوشتم واستون به همراه بازی دانلود میشه
بخونید و درست بزنید دکمه هارو
وبلاگت 20
پاسخ:
متچکرم عارف جان
کل نوجوونی من به عشق میکرو و سگا گذشت...
واقعا خط به خط نوشته هاتونو دوستان با جونو دل درک میکنم

من الان استاد دانشگاهم ولی واسه دانشجوهام از این خاطراتم میگم اونا هم کیف میکنن

واقعا یاد اونروزا بخیر
پاسخ:
سلام
ما مخلص شما هم هستیم استاد
کار کوچیکی بود که از دستمون بر میومد
سلام.
لطفا یه چند دقیقه وقت بزارید و این خاطره ی قشنگ را بخونید کی خیلی جالبه:
من بهترین خاطره ای که از سگا دارم مربوط به بازیه فوتباله خیلی بازیه با حالی بود من این بازی را بیشتر از بازی های دیگه بازی می کردم واز همه مهمتر کد های تقلبش هم بلد بودم(مثل قیب کردن توپ،بی داوری کردن) وهر موقع با پسر خاله ام بازی می کردم بیش از20 تا گلش میزدم(البته با کمک تقلب) وقتی بازی تموم میشد اشکش در میومد ومی گفت جواد جون مادرت چطوری توپ را قیب می کنی من با هاش نمی گفتم چون فقط اینطوری می تونستم ببرمش چقدر کیف میداد مثلا وقتی توپ را قیب می کردم توپ دست بازیکن من بود ولی هیچ کس نمی تونست ببینتش و وقتی نزدیک دروازه میشدم ظاهرش میکردم و با یه شوت دروازه را باز می کردم(البته قیب کردن توپ خیلی سخت بود و خودم خیلی تلاش کردم که تونستم یاد بگیرم)و دیگه هیچ کس با من فوتبال بازی نمی کرد واگه هم بازی می کردند شرطشون این بود که توپ را قیب نکنم
امیدوارم که خوشتون اومده باشد)))))))))))))))))
پاسخ:
بسیار عالی بود و استفاده کردیم
من که کلی خندیدم
واقها چه زود گذشت انگار دیروز بود با بچه ها سر سگا بازی که کی اول بازی کند توی سر و مغز هم میزدیم،ای روزگار...............چه خوش بودیم،چه روزگاری داشتیم
سایت خیلی خوبی دارید،توهیچ سایتی ندیدم که یه بخشی برای خاطرات داشته باشد ازت مچکرم،یا بقول بچه ها دمت گرم
پاسخ:
درود و سپاس از شما دوست گرامی
سلام. این خاطره که میخوام بگم برمیگردد به10سال پیش:یادمه 7ساله که بودم همسایمون سگا داشت(اسم همسایه مون سعید بود که خیلی با هم رفیق بودیم)ومن هر روز میرفتم خونشون و فقط تماشاش میکردم(اخه نمیزاشت بازی کنم میگفت دسته را خراب میکنی)حتی تماشاش هم به من لذت میداد،من هر روز گریه میکردم و به بابام میگفتم برام سگا بخر اما نمی خرید(وضع مالی مون زیاد خوب نبود)میگفت سگا به چه درد میخورد،مایه پوله،اصلا با کدوم پول برم برات بخرم،وهمش از این حرف ها میزد،من هرروز عشقم به سگا بیشتر میشد وحسرت بازی کردن بازی های زیباش اذیتم میکرد که یک روز بابام یه سگا دست دو برام خرید(فکر کنم 8000 تومن خرید)اما فیلم نداشت و با حافظه اش بازی میکردم بازی های قشنگی داشت مثل موش وگربه،سونیک،خونه سازی و......من تمام روزم را با این بازی ها می گذروندم،یادمه پول تو جیبی هام را جمع کردم و رفتم اولین فیلم سگام را خریدم که توش چهار تا بازی داشت،اگه اشتباه نکنم بازی هاش جیمزباند،فوتبال،لاک پشت های نینجا وکلانتر خلاصه دیگه کارم شده بود خریدن فیلم(حدودا20تایی فیلم خریدم)ودر پایان بگم تمام لحظه های خوش زندگی من با سگا بود.
ممنون که این بخش را گذاشتید تا خاطراتمون را بگیم
پاسخ:
خاطره قشنگی بود استفاده کردیم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی